ميرزا حسن حسينى فسايى

961

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اول آنهاست : صاحب اخلاق حميده و صفات پسنديده حاجى طالب [ كه ] در حيات پدر وفات يافت و او را سه نفر پسر بود : حاجى محمود و هادى خان و مهدى خان و از حاجى محمود ، عالىجاه حاجى ميرزا ابو طالب باقى بماند و از حاجى ميرزا ابو طالب عالىجاه ميرزا محمود و از ميرزا محمود ، عالىجاه ميرزا على مستوفى بازمانده ، در سن چهل ساله است و اين پدر و پسر ، سالها در طهران بودند و مقرب الحضرت ميرزا على ، عود به شيراز نموده به منصب استيفاى ديوانى برقرار است و از هادى خان ، عالىجاه ابو الفتح خان بماند و او را پسرى نبود و عالىجاه مهدى خان مادام زندگانى به منصب كدخداباشى محلات حيدرى خانه شيراز كه ارث پدر و جد اوست برقرار بود و چون به رحمت ايزدى پيوست ولد الصدقش ، عالىجاه ، خلاصة الاشباه ، كمالات اكتناه آقا محمد كدخداباشى مشهور به لله به جاى پدر برقرار بماند و چون به‌وفور عقل موصوف و به محاسن كردار معروف گرديد ، نواب اشرف و الا ، حسين على ميرزا ، فرمانفرماى فارس ، او را به منصب پرستارى و تربيت نوباوهء گلستان فرمانفرمائى ، نواب شاهرخ ميرزا ، سرافراز بداشت و امر و نهى سكنه پنج محله حيدرى خانه را كما فى السابق بر رأى او مقرر فرمود و آقا محمد لله به اقتضاى طبع موزون ، گاهى شعرى گفته است و اين شعر از او نگاشته گرديد : بوده از روز ازل ، عشق بتان پيشهء ما * جز غم يار نبوده است در انديشهء ما روزگار من دل داده پريشان نشدى * گر مرا با سر زلف تو ، سروكار نبود با عاشقان دل شده ، دست از جفا بدار * ترسم شكايت از تو به داور كند كسى افسوس كه راه خوفناكى است به پيش * نه زاد و نه راحله مرا از كم و بيش در وادى گمرهى به حيرت مانده * آيا به سرم چه آيد از كردهء خويش آنم كه مدام ديده بر رحمت تست * رويم سيه از نكردن طاعت تست هر چند سزاى عاصيان سوختن است * اما تو كريمى و كرم عادت تست و در سال 1255 وفات نمود . پسر دوم حاجى هاشم است : ناظم امور عباد و كافل مهام بلاد ، مقرب خافان عبد الرحيم خان . بعد از غروب دولت زنديه و طلوع سلطنت ابدمدت قاجاريه ، مرجع امورات دولتى گشته ، گاهى به سردارى و گاهى به حكمرانى اشتغال داشت و تا سال 1215 كه رشتهء زندگانيش گسيخته نمودند ، به ايالت دار السلطنه اصفهان برقرار بود . و خلف الصدقش ، افصح بلغاى عصر و ابلغ فصحاى دهر حسن خان طاير است ، چون او را از حليهء بصر عارى نمودند ، خود را به زيور بصيرت بياراست ، جناب حاجى اكبر نواب شيرازى در كتاب دلگشا فرموده است : « طاير » اسم شريفش حسن خان ، از بزرگ‌زادگان دار العلم شيراز ، خلف الصدق عبد الرحيم خان برادر اكبر حاجى ابراهيم خان شيرازى اعتماد الدوله است چون به حكم اقدس شاهنشاهى در آخر سال 1215 كار اين سلسله روى به تباهى نهاد ، جمعى از